كنگره بزرگداشت مقدس اردبيلى ( 1375 ش : قم و اردبيل )
65
محقق اردبيلى ( فارسى )
به او مثل زده شود و به راستى اشعهء انوار جمال و پرتو حسن آن عالم مفضال چنان تجلى كرده كه بر هيچ ديده پوشيده نيست . لقد ظهرت فما تخفى على احد * الاعلى اكمه لم يعرف العمرا قال العلامة المجلسى فى البحار : و المحقق الاردبيلى فى الورع و التقوى و الزهد و الفضل بلغ الغاية القصوى و لم اسمع بمثله فى المتقدمين و المتأخرين جمع الله بينه و بين الائمة الطاهرين و كتبه فى غاية التدقيق و التحقيق انتهى . نقل است كه در يكى از سفرهاى او يكى از زوارها كه آن جناب را نمىشناخت با وى گفت كه اين جامهاى مرا ببر نزديك آب و بشوى و چرك آن را بگير مولانا قبول كرد و جامهاى او را شست و شوى فرمود آورد كه تسليم وى كند كه آن مرد آن جناب را بشناخت و خجالت كشيد مردم نيز آن مرد را توبيخ كردند آن بزرگوار فرمود كه چرا او را ملامت مىكنيد مطلبى نشده حقوق برادران مؤمن بر يكديگر زياده از اين است . مؤلف گويد : كه مولانا در اين كار اقتدا كرد به حضرت ثامن الأئمه عليهم السّلام چه در روايت وارد شده كه روزى آن حضرت داخل حمام شد شخصى در حمام بود كه آن حضرت را نمىشناخت عرض كرد كه بيا مرا كيسه بكش حضرت مبادرت فرمود و مشغول كيسه كشيدن او شد بعد از زمانى مردم درآمدند و حضرت را شناختند و مشغول معذرت شدند حضرت دلدارى ايشان فرمود و مشغول كيسه او بود تا كيسه او را تمام كشيد . و هم نقل است كه شخصى تقصيرى بزرگ كرده بود در خدمت شاه عباس از ترس سلطان پناه به مشهد امير المؤمنين صلوات اللّه عليه برد و از مولانا استدعا كرد كه كاغذى براى شاه بنويسد كه از تقصير او بگذرد و او را اذيت ننمايد مولانا براى شاه عباس مرقوم فرمود : « ( بانى ملك عاريت عباس ) بدان كه اگر چه اين مرد اول ظالم بود اكنون مظلوم مىنمايد چنانچه از تقصير او بگذرى شايد حق